انجام  فوری تحلیل آماری  پایان نامه
انجام تحلیل های فوری پایان نامه و پروژه آماری
بررسی تحلیل مسیر کارکردهای مثبت روانشناختی در مادران کودکان فلج مغزی

بررسی تحلیل مسیر کارکردهای مثبت روانشناختی در مادران کودکان فلج مغزی
 
 
محمد خرمی: دانشجوی دکتری روانشناسی عمومی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اصفهان (خوراسگان)، اصفهان، ایران. khorrami@rocketmail.com
0000-0002-5832-7220
سید حمید آتش پور*: دانشیار گروه روانشناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اصفهان (خوراسگان)، اصفهان، ایران.
0000-0003-2090-7577
 مژگان عارفی: استادیار گروه روانشناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اصفهان (خوراسگان)، اصفهان، ایران.
 
 
*نویسنده مسوول: عضو هیات علمی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان اصفهان، اصفهان، ایران.
09131068707- رتبه ی علمی دانشیار- hamidatashpour@gmail.com
 
چکیده
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین روابط کارکردهای مثبت روانشناختی با استفاده از تحلیل مسیر انجام شد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه مادران کودکان فلج مغزی استان خراسان شمالی در سال 96 و 97 می باشد.
 روش کار: نمونه ها به شیوه نمونه گیری دردسترس انتخاب شد [به تعداد 105 نفر]. داده های پژوهش با استفاده از هشت پرسشنامه آزمون اميد به زندگي، بهزیستی روانشناختی، نشاط ذهنی، رضایت از زندگی، خودکارآمدی، معنویت، تاب آوری، بخشش، گردآوری شده و از طریق رویکرد کمترین مربعات جزئی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند.
یافته ها: نتایج بدست آمده از مدل نشان داد، ابتدا معنویت به منظور تبیین بخشش، نشاط ذهنی و امید به زندگی وارد الگو شد. سپس متغیرهای نشاط ذهنی، امید به زندگی و بخشودگی به عنوان سازه های میانجی و پیش بینی کننده رضایت از زندگی، تاب آوری، خودکارآمدی و بهزیستی روانشناختی وارد مدل شدند. بنابراین مشخص است كه متغیرهای نشاط ذهنی، امید به زندگی و بخشش مي تواند تعديل كنندۀ رابطة بين معنویت با رضایت از زندگی، تاب آوری، خودکارآمدی و بهزیستی روانشناختی  باشد. در این میان، مسیر متغیر بهزیستی روانشناختی با خودکارآمدی به طور مستقیم و با رضایت از زندگی با میانجی گری خودکارآمدی معنادار شد. تاب آوری علاوه بر تأثیر مستقیم بر بهزیستی روانشناختی اثرات غیرمستقیمی از طریق متغیر میانجی گری این متغیر بر خودکارآمدی دارد. درحالی که، معنویت قدرت پیش بینی نشاط ذهنی را با میانجی گری امید به زندگی دارد.
نتیجه گیری: با توجه به یافته های حاصله، به منظور افزایش سطح رضایت از زندگی، تاب آوری، خودکارآمدی و بهزیستی روانشناختی مادران کودکان فلج مغزی باید به معنویت، نشاط ذهنی، امید به زندگی و بخشش توجه بیشتری مبذول گردد.
کلید واژه: مادران، کودکان فلج مغزی، کارکردهای مثبت روانشناختی، مدل سازی
 
 
Mohammad khorrami: Ph.D Student, General Psychology, Islamic Azad University, Isfahan Branch )Khorasgan(, Isfahan, Iran
Seyed Hamid Atashpour*: Associate Professor Department of Psychology, Islamic Azad University, Isfahan )Khorasgan(Branch, Isfahan, Iran.
Mozhgan.arefi: Assistant Professor Department of Psychology, Islamic Azad University, Isfahan )Khorasgan( Branch, Isfahan, Iran.
 
Analyzing the path between Positive Psychological Functions among Mothers of Cerebral Palsy
Abstract
Background & objectives: The purpose of this study was to determine the relationships of positive psychological functions using structural equations modeling. The statistical population of this study included all mothers of children with cerebral palsy in North Khorasan Province in 2017 and 2018.
Method: The samples were selected by sampling method [105 persons]. Data were collected using eight questionnaires of life expectancy test, psychological well-being, mental well-being, life satisfaction, self-efficacy, spirituality, resilience, forgiveness And through partial least squares approach have been analyzed.
Results: The results of the model showed that spirituality first entered the model in order to explain forgiveness, mental vitality and life expectancy. Then, the variables of mental vitality, life expectancy and forgiveness as mediators and predictors of life satisfaction, resilience, self-efficacy and psychological well-being were entered into the model. So it is clear that the variables mental vitality, life expectancy and forgiveness can adjust the relationship between spirituality and life satisfaction, resilience, self-efficacy and psychological well-being. In the meantime, the variable path of psychological well-being with self-efficacy was directly and with life satisfaction through self-efficacy mediation.
Conclusion: According to the findings, in order to increase the level of life satisfaction, resilience, self-efficacy and psychological well-being of mothers of cerebral palsy, attention should be paid to spirituality, mental vitality, life expectancy and forgiveness.
Keywords: Mothers, Children with cerebral palsy, Positive psychological functions, modeling
 
مقدمه
فلج مغزي[1] شایع ترین ناتوانی حرکتی و عارضه عصب شناختی در کودکان است [1 و 2]. و می تواند تمام اعضای خانواده به ویژه مادر را در معرض خطر ابتلا به مشكلات مربوط به سلامت رواني[2]  قرار دهد [3و 4]. در چنین خانواده هایی درخواست های جدیدی برای والدین به واسطه نیاز به بستری شدن، مراقبت های پزشکی و نیازهای مراقبتی، آموزش و توانبخشی کودک ایجاد می شود و این عوامل به نوبه خود می تواند فرایند سازگاری و بهزیستی والدین را تحت تأثیر قرار دهد و تنیدگی را بدنبال داشته باشد [5]. چنین شرایطی می­تواند سبب گوشه­گیری، عدم علاقه به برقراری رابطه با محیط، احساس خودکم­بینی و بی­ارزشی در مادر شود و پیامدهای منفی هم­چون کیفیت زندگی پایین [6، 7، 8 و 9]، افسردگی [10 و 11] و اضطراب، [12 و 13]، سطح شادکامی کمتر [14]، میزان قابل توجهی استرس [15 و 16]، فرسودگی شدید [17] و امید به زندگی پایین [18] را در آنها به دنبال داشته باشد. بررسی ها نشان داد مراقبت از کودك فلج مغزي می تواند بر بهزیستی و سلامت فیزیکی و روانی اغلب مادرها تأثیر منفی بگذارد [19 و 20]، بنابراین مادران کودکان معلول نیازمند حمایت و توجه ویژه ای هستند، و این مساله کمکی به کودک معلول است تا با بیماری خویش بهتر کنار آید و زندگی را با خانواده بگذراند. نقش خانواده ها در توانبخشی به طور گسترده ای شناخته شده است [21].  والدین کودکان فلج مغزی نیاز مبرم به توجه و انجام مطالعاتی دارند که موجب کاهش سطح فشار روانی و ارتقاء سلامت روانی آنها شود [22].
ارتقاء سلامت روان، یکی از اهداف روانشناسی قرن حاضر است [23]. در رويكرد سنتي حاكم بر حوزه سلامت روان، روانشناسان بر جنبه های مرضی کارکردی و رفتاری انسان پرداخته اند و از ویژگی های مثبت تا حدودی غافل بودند، اما در سال های اخیر نظامی در این زمینه به وجود آمده است که در آن بر مولفه های مثبت روانشناختی با هدف رشد و توسعه فردی، سازمانی و اجتماعی توجه دارد [24] که به نام روانشناسی مثبت[3] شناخته می شود. ظهور و اوج گيري روان شناسي مثبت نگر در سال هاي اخير، موجب شده كه علاقه و توجه به ابعاد مثبت كاركرد روان شناختي به مثابه رويكردي نوين در پژوهش هاي سلامت روان شناختي افزايش چشمگيري پيدا كند [25]. اساس روان شناسي مثبت بر پذيرش انسان در جايگاه موجودي توانمند و شايسته است كه مي تواند توانايي هاي خود را شكوفا سازد؛ بنابراين، هدف اين رويكرد، مطالعه نيرومندي ها و شادماني انسان ها است [26]. این رویکرد، سلامت روان را معادل كاركرد مثبت روان شناختي تلقي و آن را در قالب اصطلاح بهزيستي روانشناختي مفهوم سازي كرده است؛ از اين منظر بهزيستي روان شناختي به معني كاركرد روان شناختي بهينه است [27]. این حالت می تواند مولفه هایی مانند: معنويت، خوشحالي، تاب آوری، اميد، احساس کارآمدی، رضایت، بهزیستی، بخشندگي، دلسوزي، همدلي، نوع دوستي و ... [ [28را در بر گیرد.
از این میان، معنویت یکی از کارکردهای های مهم روانشناسی مثبت نگر محسوب می شود. به طوری که، روانشناسی مثبت را می توان پیوند میان دین و روانشناسی امروزی و یک هشداردهنده بسیار مستند و پاسخی علمی به رویکرد دین گریزانه قرن بیستم دانست و آن را بازگشت به معنویت نام گذاری کرد. در این رویکرد معنویت یکی از ملاک های مهم سنجش متغیرهای سلامت روان است [29] که در قلب اسلام کلید فهم جنبه های مختلف آن در نظر گرفته می شود [30]. ظهور مفهوم معنا در زندگی به عنوان یک سازه بالینی در پس زمینه نوشته های فرانکل در مورد تجاربش در یک اردوگاه اجباری نازی ها محقق شد. از آن زمان به بعد بسیاری از روانشناسان به تبیین معنای فردی در نظریه های کارکردی روانشناختی پرداخته اند [31]. این بعد، یک جنبه ی مهم و برجسته در نظریه های مربوط به سلامت کلی انسان محسوب می شود [32] و در گستره وسیعی از سایر شاخص های سلامتی نیز لحاظ گردیده است [33]. بامیستر بر این باور است که احساس معنا را می توان در وهله نخست با سازه هایی همچون ارزشمندی، عزت نفس و خودکارآمدی بدست آورد [34]. در خلق معنا، سایرین به اهمیت تصمیم گیری ها و اقدامات روزمره، خودتعالی بخشی و بهزیستی اشاره کرده اند [35]. پژوهش های بی شماری نقش معنویت در بهزیستی روانشناختی را تایید کرده اند [29، 36، 37 و 38] و از شیوع بالای مشکلات مربوط به حوزه معنویت و مذهب در بیماران گزارش داده اند [39]. وجود معنای زیاد در زندگی با لذت بردن، رضایت از زندگی و شادمانی و برخی کارکردهای سلامتی [40]. رابطه نشان داده است. همچنین معنویت یکی از متغیرهایی است که با تحول مرتبط می باشد و تصور می گردد فراهم کننده زمینه لازم برای حصول شادکامی و نشاط باشد [41]. دی و همکاران (2003) به اهمیت معنا در زندگی و متغیرهای مرتبط با آن در شخصیت سالم اشاره نموده اند [42]. پژوهش های جدید ناظر بر اهمیت سه جهت گیری مجزا نسبت به شادی بوده است: لذت، درگیری و معنویت که دو مورد اخیر پیش بینی کننده های نیرومند تری برای رضایت از زندگی بوده اند [35 و 43]. در نتیجه معنویت با برآیندهای با ارزش زندگی که مثبت و شادی بخش هستند در ارتباط است و"امید به آینده"را در فرد تقویت می کند [44]. امید به آینده از پسایندهای زندگی با معنا است که فرد با معنویت به معنای والاتر، بهزیستی و شکوفایی غنی تری دست می یابد [45، 46 و 47].
ابعاد معنویتِ سالم عشق، ایمان و امید است که با بهزیستی انسان در ارتباط است. فرانکل بر این باور است که با جنبه روحانی عشق می توان صفات و ویژگی های اصلی خداوند را مشاهده نمود [48]، با ایمان، به او اعتماد کرد و وابسته شد [49] و با امید، به صورت اعتماد، لطف، مهربانی، عدالت، مودت و حکمت خداوند را درک نمود [50]. اسنایدر و همکاران، امید را مجموعه ای شناختی مبتنی بر احساس موفقیت ناشی از منابع گوناگون و مسیرها می دانند [51]. شواهد تحقیقاتی زیادی وجود دارند که بین بالا بودن میزان امید افراد و موفقیت آنها در فعالیت های ورزشی، بالا بودن میزان پیشرفت تحصیلی، بهزیستی جسمی و روانی بهتر و بیشتر ارتباط نشان می دهند [48، 52 و 53]. از طرف دیگر، زمانی فرد داراي بهزیستی روانشناختی بالاست، رضایت از زندگی را به وفور تجربه می کند و به طور نادر هیجانات نامطلوب مانند خشم و اضطراب را تجربه می کند. با توجه به تحقیقات و مطالعات موجود، اهمیت بهزیستی روانشناختی و نقش آن در رضایت از زندگی افراد به وضوح نشان داده شده است [54].
از دیگر مولفه های مثبت نگر می توان به خودکارآمدی اشاره کرد. بندورا معتقد بود كه خودكارآمدي به شيوه هاي گوناگون و از فرآيند هاي مختلف با رشد و كاركرد روانشناختي افراد تأثير شگرف مي گذارد. بندورا برانگيختگي فيزيولوژيكي و هيجاني را به عنوان يكي از منابع مهم در شكل گيري باورهاي خودكار آمدي معرفي مي كند. اين مطلب بيانگر نقش متغيرهاي روانشناختي در شكل گيري باورهاي خودكارآمدي است. وي معتقد بود هر چه سطح برانگيختگي فيزيولوژيكي و هيجاني ما بالاتر باشد، احساس كارايي و خودكارآمدي ما پايين تر است. بر اين اساس هر چه سطح بهزيستي رواني و جسماني افراد بالاتر باشد، احساس خودكارآمدي بيش تري خواهند داشت [55]. در برخی پژوهش های پيشين مشخص شد خودكارآمدي با سلامت روان و سلامت معنوي [56] و سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت ارتباط دارد [57].
علاوه براین، ارتباط بخشش با مولفه های مثبت روانی از بعد مفهومی و پژوهشی کاویده شده است. بخشش در واقع نوعی جابجایی هیجاناتی نظیر تنفر، تلخی، کینه، دشمنی، خشم و ترس  با هیجانات متمایل به مثبت نظیر عشق، همدلی، شفقت یا همدردي است [58]. گرایش به بخشش بیشتر، افسردگی، خشم و اضطراب پایین تر و رضایت زندگی بالاتر را در افراد پیش بینی می کند. بخشش می تواند خود، دیگران و موقعیت را در برگیرد. بخشش خود، سه عامل افسردگی، اضطراب و رضایت از زندگی را پیش بینی می کند و بخشش دیگران نیز تنها در عامل خشم واریانس منحصر به فردي را نشان می دهد و بخشش موقعیت هر چهار جنبه را پیش بینی می کند؛ بنابراین بخشش خود و موقعیت نسبت به بخشش دیگران رابطه قوي معنی داري با سلامت روان و بهزیستی روانشناختی دارد [59]. مرور شواهد پژوهشی نشان می هد که بخشش با رضایتمندی و بهزیستی روانشناختی [60 و 61] ارتباط دارد.
سازه ی دیگر روانشناسی مثبت نگر که احساس بهزیستی را در افراد تحت تاثیر قرار می دهد، تاب آوری است [62]. امروزه تاب آوری در حوزه های بهداشت روانی و روان شناسی تحولی، جایگاه ویژه ای برای خود کسب کرده است و بیشتر از دو دهه است که به عنوان یک سازه مهم در تئوری ها و پژوهش های بهزیستی مطرح است [63] ویس )2008) معتقد است، تاب آوری که در حقیقت، ظرفیت و توانایی افراد برای استقامت در برابر شرایط دشوار است، با حفظ سلامت روانی و بهزیستی افراد و ارتقای آن رابطه  دارد [64]. پژوهش های مختلف نشان می دهد تاب آوری با بهزیستی روانشناختی رابطه دارد [65، 66 و 67].
در راستای ارتباط دو به دوی کارکردهای مثبت روانشناختی تحقیقات متنوعی در بین مادران کودکان معلول انجام شده است و همبسته هایی مانند معنویت با بهزیستی روانشناختی [68، 69 و 70]؛  امید با بهزیستی روانشناختی [71]، تاب آوری [72 و 73]؛ کیفیت رابطه مادر- فرزند [74]؛ رضایت از زندگی با وضعیت روانشناختی [75]؛ كيفيت زندگي، مهارت زندگي، توانايي سازگاري با شرايط و بهزيستي رواني با نشاط ذهني [76]؛ تاب آوری با سلامت [77] و بهزیستی روان شناختی [78]؛ سلامت روان با تغییرات مثبت [79]؛ بهزیستی با خودکارآمدی [80] در پژوهش هاي گوناگون بررسی شده اند. همچنین در این زمینه مطالعات متناقضی صورت گرفته است، برای مثال لوییس، مالتبی و دی [81] بر عدم رابطه میان باورهای مذهبی و شادکامی تاکید داشته اند.
مرور یافته هایی از این دست نشان داد که در چهارچوب کارکردهای مثبت روانشناختی پژوهش های متعدد و پر دامنه اي انجام شده و نتایج گسترده، متنوع، پراکنده ای نیز به دست آمده است، اما در هیچ کدام از این پژوهش ها رابطه توأم هر هشت کارکرد مثبت روانشناختی در قالب مدل منسجم در بین مادران کودکان فلج مغزی، این جامعه ی دارای شرایط خاص، در کنار هم قرار نگرفته است و ممکن است متخصصان به صورت اکتشافی، یعنی حالتی که اطلاعات اندکی در روابط خطی که بین متغیرها وجود دارد، از یافته ها استفاده کنند. درصورتی که، روابط میان متغیرهای روانشناختی، رابطه ای ساده و خطی نیست، بلکه چند متغیری می باشد و بررسی دقیق این روابط نیازمند پژوهش های مدلسازی و تحلیل مسیر است. از این رو، براساس مجموعه ادبیات پژوهشی و نظری فوق، مدلی از کارکردهای مثبت روانشناختی طراحی و با استفاده از روش تحلیل مسیر بررسی شد. مدل ها لزوماً از یک نظریه خاص استنتاج نمی شوند. مدل ها بر اساس سه منبع یعنی نظریه ها، تحقیقات انجام شده، منطق و استدلال پژوهشگر می تواند شکل بگیرند. اگرچه تحلیل مدل ها عمدتاً براي نظریه آزمایی مورد استفاده قرار گرفته اند، ولی چنانچه پژوهشگر در صدد بررسی فرضیه هایی با روابط میانجی باشد نیز می تواند مدل تدوین کند یا می تواند با ترکیب چند فرضیه یا نظریه از قبل موجود، مدلی جدید را تدوین و آن را آزمون کند [82]. براین اساس این سوال مطرح می شود که آیا مدل پیشنهادی مربوط به کارکردهای مثبت روانشناختی [بخشش، تاب آوری، نشاط ذهنی، امید به زندگی، بهزیستی روانشناختی، رضایت، معنویت و خودکارآمدی] برازنده داده ها است؟
روش کار
مطالعه توصیفی- همبستگی حاضر با هدف تدوین الگوی کارکردهای مثبت روانشناختی در بین مادران کودکان فلج مغزي استان خراسان شمالی صورت گرفت. جامعه هدف، کلیه مادران کودکان فلج مغزی این استان در سال 96 و 97 بودند. روش نمونه گیري بر اساس جامعه در دسترس بود که از بین مراجعین مرکز توانبخشی مهر شیروان و مراجعه ی خانه به خانه انتخاب شدند. ملاك هاي ورود شامل تشخیص فلج مغزي توسط پزشک متخصص مغز و اعصاب کودکان و سن مادران بین 20- 55 سال بود. معیار خروج از مطالعه نیز عدم تمایل خانواده علیرغم موافقت اولیه جهت همکاري در پژوهش، درنظر گرفته شد. نظر به این که تحلیل مسیر بر اساس همبستگی انجام می پذیرد، در مجموع 200- 100 نمونه براي این منظور کفایت می نماید [83]. براین اساس، تعداد 105 مادر کودك فلج مغزي در مطالعه وارد شدند. تجزیه و تحلیل داده ها توسط نرم افزار PLS انجام پذیرفت. پس از کسب رضایت از مادران و با رعایت مسائل اخلاقی برای بررسی کارکردهای مثبت روانشناختی از پرسشنامه های زیر استفاده شد:
آزمون اميد به زندگي ميلر (MHS): این آزمون  شامل 48 سؤال است كه در یک طیف لیکرت پنج درجه ای از کاملا مخالفم تا کاملا موافقم نمره گذاری می شود و نمره 48 درماندگي كامل و نمره 240 حداكثر اميدواري را نشان مي دهد. میزان روایی این پرسش نامه، در پژوهش عبادی راد [84] به دو شیوه آلفای کرونباخ و تنصیف محاسبه شد و مقادیر 91/0 و 87/0 به دست آمد. برای محاسبه روایی پرسشنامه نیز نمره کل پرسشنامه با نمره سؤال ملاک که به طور همزمان توسط آزمودنی ها کسب شده بود، همبسته گردید و ضریب اعتبار 64/0 و 001/0 به دست آمد. برای محاسبه روایی پرسشنامه نیز، نمره کل پرسشنامه با نمره سؤال ملاک به طور همزمان از آزمودنی ها کسب شد که رابطه مثبت و معنی داری نشان داد.
پرسشنامه بهزیستی روانشناختی (RSPWB): این مقیاس را ریف[4]  (1980) طراحی کرد. نسخه اصلی آن 120 گویه دارد، اما در بررسی­های بعدی نسخه­های کوتاه­تر 84 سوالی و 18سوالی تهیه شده است. در این پژوهش نسخه 18 گویه­ای که در یک طیف لیکرت شش درجه ای از کاملا مخالفم تا کاملا موافقم نمره گذاری می شود، به کار خواهد رفت و نمره بالاتر بیان­گر سطح بالای بهزیستی روان­شناختی است. همبستگی نسخه کوتاه مقیاس بهزیستی روانشناختی ریف با مقیاس اصلی از 7/0 تا 89/0 در نوسان بوده است. در پژوهش ریف [85] روایی عاملی و روایی همگرای این مقیاس با دیگر مقیاس های سلامت روانی تایید شده است (001/0 >P). در پژوهش خانجانی، شهیدی، فتح آبادی، مظاهری و شکری [86] همسانی درونی این مقیاس با استفاده از آلفای کرونباخ برای کل مقیاس 71/0 بدست آمد که با یافته ریف و سینگر [87] همسو است.
مقیاس نشاط ذهنی: مقیاس نشاط ذهنی موقعیتی ریان و فریدریک (1997) استفاده شد که انرژی و نشاط کنونی فرد را اندازه گیری می نماید. این مقیاس دارای 7 گویه می باشد به هر گویه نمراتی از 1 تا 5 (بسیار موافقم تا بسیار مخالفم) تعلق می گیرد. اعتبار آلفای کرونباخ مقیاس نشاط ذهنی 94/0 گزارش شده است و روایی سازه ای آن به و سیله تحلیل عاملی مورد تأیید قرار گرفته است [88]. برای تعیین پایایی از آلفای کرانباخ استفاده شد که ضریب  89/0 به دست آمد و جهت بررسی روایی از همبستگی هر گویه با نمره کل استفاده شد که دامنه ضرایب از  57/0 تا 86/0 بود که در سطح 001/0 معنادار بودند [89].
پرسشنامه رضایت از زندگی (Swis[5]): مقياس رضايت از زندگي توسط داينر و امونز، لارسون و گریفتن[6] (۱۹۸۵) ساخته شده و توسط پاوت و داينر (۱۹۹۳) تجديدنظر شده است. این مقیاس در ابتدا شامل 48 سوال بود که بعد از تحلیل عاملی به 10 سوال کاهش یافت.  بخاطر شباهت معنایی بین 10 سوال نسخه نهایی آن به 5 سوال کاهش پیدا کرد. مقیاس پاسخگویی به سوالات مقیاس لیکرت 7 درجه ای (1= کاملاً مخالفم تا 7= کاملاً موافقم) است. محققان در بررسی خصوصیات روانسنجی این مقیاس ضرایب هماهنگی درونی را بطور هماهنگی بین 79/0 تا 89/0 گزارش کرده اند. داینر (1985) و داینر و پاوت (2008) پایایی بازآزمایی مقیاس را به ترتیب در فاصله زمانی دو ماه  و یک ماه 84/0 گزارش کردند [90]. در فاصله زمانی دو هفته نیز آلفونسو، الیسن، رادر و گارمن (1992) پایایی آن را 83/0 اندازه گیری کردند. همچنین  یاردلی و رایس (1991) با فاصله زمانی 10 هفته آن را 50/0؛ مگاس، داینر، فیوجی تا و پاوت6 (1993) با فاصله زمانی 4 سال آن را 54/0 گزارش کردند [90]. در ایران نیز شیخی، هومن، احدی و سپاه منصور، [91] خصوصیات روانسنجی این مقیاس را بر روی دانشجویان ایرانی انجام دادند.
مقیاس خودکارآمدی: مقياس خودكارآمدي توسط شرر و همكاران[7] (1982) با هدف اندازه‌گيري خودكارآمدي ساخته شد. نسخه اصلي آزمون شامل ۳۶ سؤال بود كه براساس تحليل‌هاي انجام ‌شده به ۱۷ سؤال كاهش يافت. پاسخ‌ها درمقياس پنج درجه اي ليكرت ازدامنه کاملاً مخالفم تا کاملاً موافقم تنظيم شده است. نمره­گذاری مقیاس به این صورت است که به هر ماده از 1 تا 5 امتیازتعلق می­گیرد. سؤال­های 1، 3، 8، 9، 13 و 15 از راست به چپ و بقیه سؤال­ها به صورت معکوس یعنی ازچپ به راست نمره­گذاری می­شوند. این مقیاس توسط براتی (1375) ترجمه و اعتباریابی شده است [92]. ضريب پايايي گزارش شده توسط شرر و همكاران (۱۹۸۲) [93] نسبتا بالا و رضايت‌بخش وآلفاي كرونباخ به دست‌ آمده برابر با 86/0 است.
پرسشنامه معنویت: برای سنجش میزان معنویت از مقیاس پارسیان و دونینگ[8] (2009) استفاده شد. این پرسش­نامه متشکل از 29 عبارت است. آزمودنی­ها میزان توافق خود را با هر عبارت در یک مقیاس 4 درجه­ای لیکرت ابراز می­دارند. پارسیان و دونینگ [94] همسانی درونی را برای کل آزمون و خرده مقیاس­های خودآگاهی، اهمیت باورهای معنوی در زندگی، فعالیت­های معنوی و نیازهای معنوی به ترتیب 94/0، 91/0، 91/0، 80/0 و 89/0 گزارش کرده­اند. نتایج حاصل از روش بازآزمایی نیز در یک فاصله 10 هفته­ای هیچ تفاوت معناداری را بین نمرات مرتبه اول و دوم نشان نداد، که این امر حاکی از پایایی مطلوب پرسش­نامه معنویت است. در پژوهش پیراسته مطلق و همکاران [95] پایایی این ابزار با استفاده از آلفای کرونباخ 93/0 بدست آوردند.
مقیاس تاب آوری کونر- دیویدسون (1003) (C-DRS[9]): این پرسشنامه را کانر و دیویدسون[10] [96] با مرور منابع 1979-1991 حوزه تاب آوری، تهیه کردند. طیف پاسخگویی به آن از نوع لیکرت 5 درجه ای بوده که از کاملا غلط (1) تا کاملا درست (5) می باشد. هر چه این امتیاز بالاتر باشد، بیانگر میزان تاب آوری بیشتر فرد پاسخ دهنده خواهد و برعکس. اﻳﻦ ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪ 25 ﮔﻮﻳﻪ دارد. ﺑـﺮاي ﺗﻌﻴﻴﻦ رواﻳﻲ، اﺑﺘﺪا ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﻲ ﻫﺮ ﮔﻮﻳﻪ ﺑﺎ ﻧﻤﺮه ي ﻛﻞ ﻣﻘﻮﻟﻪ ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ و ﺳﭙﺲ از روش ﺗﺤﻠﻴـﻞ ﻋﺎﻣﻞ اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪ. ضريب روايي گزارش شده برابر 87/0 مي باشد. ضريب اعتبار حاصله از روش آلفاي كرونباخ برابر با 89/0 بود. جوکار [97] در پژوهش خود ضريب اعتبار مقیاس مذکور را با استفاده از روش آلفای کرونباخ برابر با 73/0 گزارش کرده است. ضريب آلفاي به دست آمده در مطالعه ي  رسولی [98] 86/0 بود.
پرسشنامه بخشش هرتلند (HFS[11]): توسط تامپسون[12] و همکاران [99]، ساخته شده است و برای اندازه گیری سطح بخشودگی فرد با 18 گویه به کار می رود. یک مقیاس از نوع طیف لیکرت[13] هفت درجه ای از 1 (تقریبا همیشه غلط) تا 7 (تقریبا همیشه صحیح) است و سه زیرمقیاس دارد. 9 گویه (2، 4، 6، 7، 9، 11، 13، 15 و 17) از این 18 گویه معکوس نمره گذاری می شود. آلفاي کرونباخ در تحقیقات اولیه براي مقیاس گرایش به بخشش کلی در دامنه اي بین 84/0 تا 87/0 و برای خرده مقیاس هاي خود، دیگران و موقعیت در دامنه ای بین 71/0 تا 83/0 به دست آمد. از لحاظ اعتبار و روایی این مقیاس همبستگی مثبتی با اندازه های رضایت از زندگی داشته و برعکس با اندازه های نشخوار ذهنی همبستگی منفی دارد [100]. در پژوهش هاشمی شیخ شبانی و همکاران پایایی این مقیاس به روش آلفاي کرونباخ براي مقیاس بخشش کلی 83/0 و برای خرده مقیاس هاي بخشش خود، دیگران و موقعیت به ترتیب برابر با 78/0، 84/0 و 56/0 محاسبه شد [101].
مدل پیشنهادی
مدل مفهومی مورد بررسی در این پژوهش مبتنی بر فرضیه های رویکرد روانشناسی مثبت و یافته هاي پژوهشی در این زمینه و با هدف ارائه تبیین هاي کارآمدتر و پیشرفته تر تنظیم و تشریح و در تصویر 1 ارایه شده است. به دنبال تدوین و ترسیم مدل مفهومی پژوهش و تشخیص متغیرهاي اساسی، ابزارهای مناسب براي جمع آوري اطلاعات لازم تهیه شد.
 
تصویر 1: مدل مفهومی کارکردهای مثبت روانشناختی در بین مادران کودکان فلج مغزی
بحث
پژوهش حاضر باهدف الگویابی کارکردهای مثبت روانشناختی در بین مادران کودکان فلج مغزی استان خراسان شمالی انجام شد. نتایج اولیه ی تحقیق از طریق آزمون همبستگی نشان داد که تمامی متغیرهای پژوهش از جمله معنویت، بهزیستی روانشناختی، نشاط ذهنی، بخشش، تاب آوری، امید به زندگی، خودکارآمدی و رضایت از زندگی ارتباط معناداری دارند. در ادامه، نتایج حاصل از مدل برازش شده در سطح روابط ساده نشان داد ابتدا معنویت به عنوان متغیر برونزا و عنصر مهم در تبیین مستقیم و غیر مستقیم کارکردهای مثبت روانشناختی مادران کودکان فلج مغزی وارد مدل شد. این یافته مطابق مدل مفهومی این تحقیق و همچنین همسو با یافته های قبلی [29، 36، 37 و 39] بود که از یک طرف موید درك ماهيت معنویت، گذشته از روش هاي دينداري در جوامع مختلف است، و از طرف ديگر سلامت ساز بودن اتكاء به خداوند در امور و روش هايي است كه او در قالب مذهب توصيه نموده است [106]. بخصوص فعالیت های بدون چشم داشت مادران کودکان فلج مغزی که خود زیربنای معنوی و یاری رسان دارد و رضایت خداوند از اهم انگیزه های این فعالیت ها می باشد. به طور جزیی تر، همانطور که در نمودار 2 مشاهده می شود معنویت به منظور تبیین بخشودگی، امید به زندگی و نشاط ذهنی مادران کودکان فلج مغزی وارد الگو شد بطوریکه این پیش بینی برای بخشش قوی تر بود. بنابراین افزایش در میزان معنویت با افزایش سطح  هریک از این کارکردهای مثبت روانشناختی در مادران همراه است و این یافته در حالی که با نتایج پژوهش های متعدد در این زمینه همخوان می باشد [107، 108، 109، 45، 46، 47، 13 و 9]، با مطالعه ی مالتبی و دی [81]  ناهمخوان بود. تفاوت را می توان با استفاده از پرسشنامه های مختلف خود گزارشی یا ابزارهای ارزیابی با درجه های مختلف حساسیت یا قابلیت اطمینان و همچنین و شرایط خاص مادران کودکان فلج مغزی توضیح داد. سپس، امید به زندگی پیش بینی کننده تاب آوری، نشاط ذهنی و بهزیستی روانشناختی مادران کودکان فلج مغزی مشخص شد که با نتایج پژوهش های مختلف در این زمینه [71، 72، 73 و 44] هم راستا می باشد. به علاوه، نشاط ذهنی به عنوان پیش بینی کننده ی خودکارآمدی و رضایت از زندگی وارد معادله شد که این نتیجه با نتایج پژوهش های قبلی همخوان است [110؛ 111؛ 112]. در همین سطح از مدل، مشاهده شد بخشش پیش بینی کننده تاب آوری مادران کودکان فلج مغزی می باشد. این نتیجه همسو با تحقیقات پیشین است [113 و 114]. در ادامه مدل مشاهده شد بهزیستی روانشناختی اثر مستقیمی بر خودکارآمدی مادران را دارد که این یافته نیز منطبق با پیشینه پژوهشی بود [56]؛ آخرین مسیر مدل نشان داد که خودکارآمدی بر متغیر رضایت از زندگی مادران کودکان فلج مغزی اثر معنی دار دارد. این نتیجه در راستای یافته های پژوهش های قبلی می باشد [115] روابط بدست آمده بین کارکردهای مثبت روانشناختی با یکدیگر را می توان بر اساس رویکرد همسویی محتوایی سازه ها تبیین نمود.
نکته بسیار حائز اهمیت و متمایز کننده این پژوهش که فراتر از روابط ساده و جداگانه مولفه های مثبت روانشناختی مادران کودکان فلج مغزی لازم است به آن توجه شود، الگوی یکپارچه و زنجیره ای رابطه بین این مولفه ها است. الگوی یکپارچه ارایه شده حاکی از آن است كه متغیرهای نشاط ذهنی، امید به زندگی و بخشش مي تواند میانجی رابطة بين معنویت با رضایت از زندگی، تاب آوری، خودکارآمدی و بهزیستی روانشناختی مادران  باشد. مسیر متغیر بهزیستی روانشناختی با خودکارآمدی به طور مستقیم و با رضایت از زندگی با میانجی گری خودکارآمدی معنادار می باشد. تاب آوری علاوه بر تأثیر مستقیم بر بهزیستی روانشناختی اثرات غیرمستقیمی از طریق متغیر میانجی گری این متغیر بر خودکارآمدی دارد. درحالی که، معنویت قدرت پیش بینی نشاط ذهنی را با میانجی گری امید به زندگی دارد. ضرايب آلفاي به دست آمده براي تمام مؤلفه ها بالاتر از 70/0 است که براي آزمون هايي که در پژوهش ها به کار مي روند مناسب مي باشد. شاخص برازندگی (601/0 GoF=) در پژوهش حاضر نشان داد که مدل ارایه شده از برازش مطلوبی برخوردار است و برای تبیین روابط مولفه های مثبت روانشناختی مناسب و کارآمد می باشد. مدل برازش شده با غلبه بر دشواری ها و محدودیت های روش های سنتی، دستیابی به شبکه ای از روابط بین متغیرهای پژوهش و شمای کلی این روابط را در قالب یک مدل برآورده ساخت که از اهمیت بالینی و پژوهشی زیادی برخوردار است. به عنوان نمونه با توجه به مدل برازش شده، احتمال دارد مادری دارای بهزیستی روان شناختی بالا بوده ولی با این حال علت این مطلوبیت حضور متغیر خودکارآمدی، تاب آوری و امید به زندگی به تنهایی نباشد بلکه این متغیرها به طور همزمان باید حضور داشته تا بتوانند نقش مؤثری بر ارتقاء بهزیستی روانشناختی وی داشته باشند. علاوه بر بیان آثار مستقيم، اثرات غيرمستقيم يا از طريق اثرگذاري بر ديگر متغيرها نيز در مدل مشخص شده اند. از این جهت نتایج پژوهش حاضر احتمالا قابلیت مقایسه شدن با یافته های حاصل از مطالعات خطی پیشین را ندارد. از جمله محدودیت های مطالعه حاضر که مخدوش کننده اطلاعات دقیق، معتیر و قابل اعتماد در این زمینه می باشد می توان به مقاومت برخی از خانواده ها و عدم همکاری جهت تکمیل پرسشنامه به دلیل طولانی بودن فرآیند تکمیل این پرسشنامه ها یا به دلیل عدم اعتماد نسبت به پرسشگران اشاره کرد. همچنین مهمترین محدودیت استفاده از نمونه در دسترس، و نیز وجود تنها مشارکت کنندگان مؤنث است که این امر تعمیم پذیري یافته ها را محدود می کند.
نتیجه گیری
سلامتی افراد جامعه اهمیت بسیاري دارد و در این رابطه سلامتی مادران داراي کودك با نیازهاي ویژه داراي اهمیت فراوانی می باشد [12]. بدین منظور این مطالعه در جمعیت مادران کودکان فلج مغزي انجام گرفت و برای اولین بار الگویی منسجم از روابط کارکردهای مثبت روانشناختی در بین این مادران تدوین شد. در این میان طی مقایسه هایی که با سایر مطالعات انجام شده در داخل یا خارج از ایران انجام پذیرفت، مشاهده شد سطح  و میزان روابط بدست آمده در این مطالعه تا حدودی با مطالعات قبلی متفاوت است ولی به نسبت روابط بسیار قوی و قابل توجهی بین سازه های این پژوهش حاکم می باشد و در عین حال مسیرها و روابط هر کدام از این متغیرها با نتایج حاصل از برخی از مطالعات هم خوانی دارد. لذا در جمع بندی نهایی این تحقیق مطرح می شود که مدل بدست آمده با داده های تجربی با مدل پیشنهادی پژوهشگر همسویی نسبی دارد. اين ناهمخواني نسبی از دو منظر قابل بررسي است: اول شاید بتوان نتیجه گرفت که در بین مادران کودکان فلج مغزی که داری میزان استرس اضطراب و افسردگی بالا [7، 8، 10، 11، 12، 13 و 15]؛ سطح کیفیت زندگی پایین [6] می باشند و میانگین کلی سلامت روانی در آنها کم تر از افراد عادی می باشد و همچنین از نظر علایم سلامت روانی یعنی افسردگی، اضطراب، روان پریشی، پرخاشگری و ... در سطح پایین تری نسبت به افراد عادی هستند [116]، عوامل و روابطی وجود دارند که مهمتر از روابط و متغیرهای پیشنهادی مدل هستند؛ و دوم به لحاظ تفاوت هاي فرهنگي و مذهبي و نوع شعائر و آداب و مناسك خاص مذهبي در نظام اسلامي مي توان چنين تفاوت هايي را محتمل دانست. لذا تفاوت مشاهده شده در نتیجه حاصل از پژوهش حاضر با سایر مطالعات باید با مقایسه زمینه های فوق در این مطالعات مورد بررسی قرار گیرد. در پایان باید گفت یافته های این مطالعه به محققین، مشاوران و متخصصین این حوزه کمک می کند تا به درک کامل تر و جامع تر از روابط کارکردهای مثبت روانشناختی در مادران کودکان فلج مغزی نایل آیند. قبلا در اين زمينه در ايران مطالعه اي صورت نگرفته، و اين نتايج مي تواند آغاز و پايه اي براي مطالعات بعدي باشد تا پژوهشگران به استناد این مدل بتوانند کارکردهای مثبت روانشناختی در مادران کودکان فلج مغزی را با یکدیگر پیوند زنجیره ای دهند و با توجه به قاعده هم افزایی، اثرات بیش از پیش و فراتر از توان تقویت کنندگی روابط ساده بدست آورند. نکته ای دیگری که لازم است پژوهشگران در آینده با توجه به یافته های پژوهش حاضر به آن توجه کنند این است که کارکردهای مثبت روانشناختی به طور مستقیم، غیر مستقیم و جدی می توانند از تقویت معنویت در مادران کودکان فلج مغزی تغذیه شوند. به همین دلیل به پژوهشگران پیشنهاد می شود در صورت تمایل در پژوهش های بعدی نقش تقویت معنویت را در قالب طرح های آزمایشی بر کارکردهای مثبت روانشناختی مادران کودکان قلج مغزی مورد بررسی قرار دهند.
تشکر و قدردانی
گروه پژوهشي لازم مي دانند تا از مرکز توانبخشی مهر شیروان و تمامی مادران محترمی که صمیمانه محققین را در انجام این پژوهش یاری رساندند، کمال تشکر و قدردانی را به عمل آورند. این مطالعه برگرفته از رساله دکتری (با کد شناسایی: 23820705952025) دانشگاه خوراسگان اصفهان می باشد و با هزینه شخصی نویسندگان انجام شده است.
منابع
1- Razaviafzal Z. a survey on knowledge and application of Iranian caregivers regarding special care of children 1-5 years old with cerebral palsy. [Thesis in Occupational therapy]. [Tehran]: University of social welfare and rehabilitation science;2011.
2- Odding E, Roebroeck ME, Stam HJ. The epidemiology of cerebral palsy: incidence, impairments and risk factors. Disability and rehabilitation. 2006; 28 [4]: 183–191.
3- McConkey R, Truesdale-Kennedy M, Chang MY, Jarrah S, & Shukri R. The Impact on Mothers of Bringing up a Child with Intellectual Disabilities: A Cross-Cultural Study.” International Journal of Nursing Studies. 2008; 45 [1]: 65–74.
4- Guillamón N, Nieto R, Pousada M, Redolar D, Muñoz E, Hernández E, Boixadós M, Gómez-Zúñiga B. Quality of life and mental health among parents of children with cerebral palsy: the influence of self-efficacy and coping strategies. J Clin Nurs. 2013; 22[11-12]:1579-90. DIO: 10.1111/jocn.12124. Epub 2013 Mar 6.
5- Paster A, Brand W, & Joanne W. A comparison of coping strategies used by parents of children with disabilities and parents of children without disabilities. Research in Developmental Disabilities,2009; 30, 1337-1342.
6- Yilmaz H, Erkin G, and Alparslan, AI. Quality of Life in Mothers of Children with Cerebral Palsy. Hindawi Publishing Corporation ISRN Rehabilitation Volume. 2013; Article ID 914738, 5 pages. http: //dx. DIO.org/10.1155/2013/914738.
7- Dalvand H, Dehghan L, Hosseini SA, Feizi A, Kalantari M. Comparison of Health-Related Quality of Life in Mothers of Children with Spina Bifida and Cerebral Palsy. Article 8, 20175; [9]: 5677-5685. DOI: 10.22038/ijp.2017.23670.2000.
8- Dehghan  L, Dalvand H, Feizi A, Samadi SA, Hosseini SA. Quality of life in mothers of children with cerebral palsy: The role of children’s gross motor function. Journal of Child Health Care. 2016; Vol 20[1] 17–26. DOI: 10.1177/1367493514540816.
9- Ahmadizadeh Z, Rassafiani M, Amozadeh Khalili M, Mirmohammad khani M. Factors Associated with Quality of Life in Mothers of Children with Cerebral Palsy in Iran. Hong Kong Journal of Occupational Therapy. 2015; 25, 15-22.
10- Mihić T, Mihić L, Mihić I. Stress and resolution in mothers of children with cerebral palsy. Research in Developmental Disabilities Volume 47, December 2015; 135-143. https:// DOI.org/10.1016/j.ridd.2015.09.009.
11- Kumar R, Lakhiar MA, Lakhair MA. Frequency and Severity of Depression in Mothers of Cerebral Palsy Children. J Liaquat Uni Med Health Sci. 2016; 15[03]:147-51.
12-Toulgui E, Jemni S, Samia F, Lazreg N, Mtaouaa S, Khachnaoui F. Depression and anxiety in mothers of children with cerebral palsy: Comparative study. Annals of Physical and Rehabilitation Medicine. 2016; Volume 59, Supplement, September Page e9. https:// DOI.org/ 10.1016/j. rehab. 2016. 07. 024.
13- Barlow JH, Cullen-Powell LA, Cheshire A. Psychological well‐being among mothers of children with cerebral palsy. Early Child Development and Care. 2006; Volume 176, Issue 3-4. https:// DOI. org/10. 1080/ 030044304 2000313403.
14- Eisenhower AS, Baker BL, Blacher j. preschool children with intellectual disability,syndrome specificity ,behavior problems,and maternal well- being. Journal of intellectual disability.2005; 49,657- 671.
15- Krstić T, Mihić L, Mihić I. Stress and resolution in mothers of children with cerebral palsy. Res Dev Disabil. 2015; Dec;47:135-43. DOI: 10.1016/j.ridd.2015.09.009.
16- Raj Kumari G, Harpreet K. Stress among parents of children with intellectual disability. Asia Pacific Disability Rehabilitation Journal.2010; 21[2], 118-126.
17- Garip Y, Ozel S, Tuncer Ozgul B, Kilinc G, Seckin F,  Arasil T. Fatigue in the mothers of children with cerebral palsy. Fatigue in the mothers of children with cerebral palsy. Disability and Rehabilitation. 2017; Volume 39, Issue 8. https:// DOI:org/ 10.3109/ 09638288. 2016. 1161837.
18- Fesanghari H. The Comparison of early Maladaptive Schemas , Religious Orientation and Life Expectancy between Mothers of mentally Retarded children and Mothers of Normal children. International Conference on Psychology and Culture Life. 2015;  76-89.
19- Davis E, Shelly A, Waters E, Boyd R, Cook K, Davern M. The impact of caring for a child with cerebral palsy: quality of life for mothers and fathers. Child: Care, Health and Development. 2010; 36 [1]:63-73.
20- Raina P, O'Donnell M, Rosenbaum P, Brehaut J, Walter S, Russell D, et al. The health and well-being of caregivers of children with cerebral palsy. Pediatrics. 2005; 115[6]:626-36.
21- Willson B, Herbert CA, Shiel A. Behavioral approaches in neuropsychological rehabilitation, Hove & NewYork, psychology press; 2003.
22- Ortega S, beauchemin A, kaniskan RB. Best practices in mental health. Lyceum Books, Inc, 4 [1]; 2008.
23- Eid M, Larsen RJ. The science of subjective well-being: Guilford Press; 2008.
24- Luthans KW, Jensen SM. Hope: A New Positive Strength for Human Resource Development. Human Resource Development Review. 2002; 1[3], 304-322.
25-Lindfors P, Berntsson B, Lundberg U. Factor structure of Ryff's Psychological Well-Being Scales in Swedish female and male white-collar workers. Personality and Individual Differences, 2006; 40: 1213-1222.
26-Carr, Allen. Positive Psychology [Science of Happiness and Human Strengths]. 2005; Pasha Sharifi H, Najafi Zand J, Sanei Zaker B. Tehran: Sokhan Publications; 2008.
27-Ryan RM, Deci EL. To be happy or to be self-fulfilled: A review of research on hedonic and eudemonic well-being. In S. Fiske[Ed], Annual Review of Psychology. 2001; 52: 141- 166.
28-Frisch MB. Quality of life therapy. Applying a life satisfaction approach to positive psychology and cognitive therapy. Hoboken, New Jersey: John Wiley and Sons. [1]; 2006.
29- Hills J, Paice JA, Cameron JR, Shott S. Spirituality and distress in palliative care consultation. Journal of Palliative Medicine. 2005; 8[4], 782-788.
30- Nasr H, Hoseini H. in Translation marefate javdan. Tehran: niyosha Publication, 2008[Persian]._ 24-King.
31-O’Connor K, Chamberlain K. Dimensions and discourses of meaning in life: Approaching meaning from qualitative perspectives. In Reker GT, Chamberlain K. Exploring existential_meaning: Optimising human development across the life span. USA: Sage; 2000; 75–91.
32- King LA, Napa CK. What makes a life good? J Personality and Social Psychology. 1998; 75: 156–165.
33- Reker GT. Theoretical perspective, dimensions, and measurement of existential meaning. In Reker GT, Chamberlain K. Exploring existential meaning: Optimizing human development across the life span. Thousand Oak, CA: Sage Publications. 2000; 39–58.
34- Baumeister RF. Meanings of life. New York: Guilford; 1991.
35- Seligman MEP. Authentic happiness. New York: Free Press; 2002.
36- Doolittle BR, Farrell M. The association between spirituality and depression in an urban clinic. The Primary Care Companion-Journal of Clinical Psychiatry. 2004; 6[3], 114-118.
37-Yang KP, Mao, XY. A study of nurses’ spiritual intelligence: A cross-sectional questionnaire survey. International Journal of Nursing Studies. 2007; 44[6], 999-1010.
38- Nikseresht F, Rassouli M, Torabi F, Farzinfard F, Mansouri S, Ilkhani M. The Effect of Spiritual Care on Mental Health in Mothers of Children With Cancer. Holist Nurs Pract. 2016; Nov/Dec;30[6]:330-337. PubMed PMID: 27763927.
39- Lucchetti G, Braguetta CC, Vallada C, Vallada H. Exploring the acceptance of religious assistance among patients of a psychiatric hospital. International Journal of Social Psychiatry. 2013; 59: 311-317.
40- Bonebright CA, Clay DL, Ankenmann RD. The relationship of workaholism to work-life_conflict, life satisfaction and purpose in life. J Counseling Psychology. 2000; 47: 469–477.
41- Lent RW. Toward a unifying theoretical and practical perspective on well-being and psychosocial adjustment. J Counseling Psychology. 2004; 51: 482–509.
42- Day S, Rottinghaus P. The healthy personality. In: Walsh WB Counseling psychology and optimal human functioning Mahwah, NJ: Erlbaum. 2003; 1-23.
43- Peterson C, Park N, Seligman M. Orientations to happiness and life satisfaction: The full life versus the empty life. J Happiness Studies. 2005; 6: 25–41.
44- Steger MF, Kawabata Y, Shimai S, Otake K. The meaningful life in Japan and the United States: Levels and correlates of meaning in life. J Research in Personality. 2008; 42: 660–678.
45- Keyes CL M, Haidt J. Flourishing: Positive psychology and the life well lived. Washington, DC: American Psychological Association; 2003.
46- Verduin PJM, de Bock GH, Vliet Vlieland TP M, Peeters AJ, Verhoef J, Otten W. Purpose in life in patients with rheumatoid arthritis. Clin Rheumatol. 2008; 27: 899–908. DOI: 10.1007/s10067-007-0822-8.
47- Lerner RMEM, Anderson PM. Positive youth development: Thriveing as the basis of personhood and sivil society. J Applied development science. 2003; 7[3]:172-180.
48- Khoshdel g. In Traslatio Growtl psychology. Schultz D.Tehran : Peykan Publication; 2006.
49- Kirkpatrick LA. God as a substitute attachment figure: A longitudinal study of adult attachment style and religious change in college students. Personality and social psychology bulletin. 1998; 24: 961-973.
50-Ghobari Banaab B, Raghebian R. Child, adolescent and spirituality. Tehran: Yastoron Publication; 2007.
51- Snyder CR, Harris C, Anderson JR, Holleran SA, Irving LM, Sigmon ST, et al. The will and the ways: development and validation of an individual-differences measure of hope. J Personality and Social Psychology. 1991; 60: 570-585. PubMed PMID: 2037968.
52- Snyder CR, Feldman DB, Shorey HS, Rand KL. Hopeful choices: A school counselors guide to hope theory. Professional School Counselling. 2002; 5[5]: 298-308. Available from PsychINFO database. Accessed 2010 Feb 6.
53- Snyder CR. Hope Theory: Rainbows in the Mind. Psychological Inquiry. 2002; 13: 249–275.
54- Diener E. Subjective Well-Bing. The Science of Happiness and a Proposal for a National Index. American Psychologist. 2000; 55. 1, 34-43.
55- Bandura A. Perceived self-efficacy in cognitive development and functioning. Educ Psychol. 1993; 28 [2]: 117-48.
56- Asghari F. Saadat S. Atefi Karajvandani S. Janalizadeh Kokaneh S. The Relationship between Academic Self-Efficacy and Psychological Well-Being, Family Cohesion, and Spiritual Health Among Students of Kharazmi University. Iranian Journal of Medical Education. 2014: 14[6]. 581- 593.
57- Mohammadbeigi A, Anbari Z, Mohammadsalehi N, Mahdipour A, Ahmadli R, Ansari H. [Study of the Relationship Between Self-efficacy and Health-Promoting Lifestyle and Associated Factors in Nurses]. Qom Univ Med Sci J. 2016; 10 [7]: 49-57.
58- Ripley J, Worthington ELJ. Hope-focused and forgiveness-based group interventions to promote marriage enrichment. Journal of Counseling and Development.2002; 80, 452–464.
59- Thompson LY. Snyder CR, Hoffman L, Michael ST, Rasmussen HN, Billings LS, & et al. Dispositional forgiveness of self, other, and situations. Journal of Personality. 2005; 73, 316–360.
60- Zare H, Amini F. The Study of Structural Relationship among Forgiveness, Life Satisfaction, and General Health in Students. Social Cognition. 2016; 5,[1], [Series 9], 149- 165.
61- Maltby J, Macaskill A, Day L. Failure to forgive self and others: A replication and extension of the relationship between forgiveness, personality,social desirability and general health. Journal of Personality and Individual Differences. 2001; 30, 881– 885.
62- Alizadeh H, Kavehghahfarokhi M, Yoosefilooyeh M, Roohi A. Development of a resilience fostering program, and its effectiveness on psychological well-being adolescents at risk. Uni South Afric J. 2000; 22:82-8.
63- Abraham P, Greeffkarla L. Spirituality as a resiliency quality in xhosa speaking families in South Africa. Relig Health. 2008; 47:288-301.
64-Weiss GL. Toward the mastery of resiliency. Canadian J School Psycholo. 2008; 23:127- 37.
65- Niemiec T, Lachowicz K. The moderating role of specific self-efficacy in the impact of positive mood on cognitive performance. Motiv Emot. 2015; 39:498- 505.
66-.Momeni Kh, Karami j, Shahbazirad A. [Relationship between spirituality coping strategies resilience with psychological well-being of students]. J Bebood. 2013; 16:626-34.
67.Besharat MA, Salehi M, Shahmohammadi K, Nadali H, Zebardast A. Relations of resilience and hardiness with sport achievement and mental health in a sample of athletes. Contem Psycholo. 2007; 3:38-49.
68- Nikseresht F, Rassouli M, Torabi F, Farzinfard F, Mansouri S, Ilkhani M. The Effect of Spiritual Care on Mental Health in Mothers of Children With Cancer, Holistic Nursing Practice. 2016; 30[6]:330-337.
69- Mosadegh N, Ghobari-Bonab B, Pirzadi H, Shafi N. Prediction of Mental Health Based on Spiritual Intelligence in Mothers of Children with and without Intellectua Disabilities. Journal of Exceptional Children.2013; 13. 15-21.
70- Debirian P, Mahmoudi Gh, Vatankhah Hamid R. Comparison of spiritual intelligence and mental health of mothers with deaf, blind, and normal children.; Exceptional Education.2014; 116. 16-25.
71- Kanani K, Hadi S, Soleimani M, Arman Panah A. Examining the effect of hope therapy on the improvement of life quality, hope and psychological well-being in mothers of mentally retarded children. JPEN. 2015; 1[3]: 34-47.
72-Salimi A, Abbasi A, Zahrakar K, Tameh B, Davarniya R. The Effect of Group Based Hope Therapy on Resiliency of Mothers of Children with Autism Spectrum Disorder. Armaghane danesh. 2017; 22 [3] :350-363.
73-khodabakhshi koolaee A, derakhshandeh M. Effectiveness of hope-oriented group therapy on life meaning and resilience in mothers with physical-motor disabled children. JPEN. 2015; 1 [3] :15-25.
74- Cless JD, Nelson Goff BS, Durtschi JA. Hope, Coping, and Relationship Quality in Mothers of Children With Down Syndrome, J Marital Fam Ther. 2018 Apr;44[2]:307-322. DIO: 10.1111/jmft.12249. Epub 2017 Aug 2.
75- Küçük EE, Küçük Alemdar D. Life Satisfaction and Psychological Status of Mothers with Disabled Children: A Descriptive Study. Community Ment Health J. 2018 Jan;54 [1]:102-106. DIO: 10.1007/s10597-017-0135-6. Epub 2017 Mar 31. PubMed PMID: 28364299.
76- Sylvester BD. Well- being in valleyball players. Pscholology of Sport and Exercise,2011; 3, 1-7.
77- Halstead E, Ekas N, Hastings RP, Griffith GM. Associations Between Resilience and the Well-Being of Mothers of Children with Autism Spectrum Disorder and Other Developmental Disabilities. J Autism Dev Disord. 2018 Jan 10; DIO: 10.1007/s10803-017-3447-z. [Epub ahead of print] PubMed PMID: 29322385.
78- Madani, Z, Gholamali Lavasani, M, Ajeee J. Investigating the relationship between resilience and social support with psychological well-being in mothers with slow-moving students. Psychology and Educational Sciences.2014; 1, [3], 27- 42. [Persian].
79- Kimura M, Yamazaki Y. Mental health and positive change among Japanese mothers of children with intellectual disabilities: Roles of sense of coherence and social capital. Res Dev Disabil. 2016 Dec;59:43-54. DIO: 10.1016/j.ridd.2016.07.009. Epub 2016 Aug 4; PubMed PMID: 27497373.
80- Giallo R, Wood CE, Jellett R, Porter R. Fatigue, wellbeing and parental self-efficacy in mothers of children with an autism spectrum disorder. Autism. 2013 Jul;17[4]:465-80. DIO: 10.1177/1362361311416830. Epub 2011 Jul 25. PubMed PMID: 21788255.
81-Lewis CA, Maltby J, Day L. Religious orientation, religious coping and happiness among UK adults. Personality and Individual Differences, 2005; 37: 1816-1825.
82- Tepper BJ, Duffy MK, Henle CA, Lambert LS. Procedural injustice, victim precipitation, and abusive supervision”. Personnel Psychology. 2006; 59, pp:101-123.
83- Munro BH. Statistical Methods for Health Care Research. 5 th Edition. LWW: Philadelphi. 2005.
84- Ebadirad M. Compared conflicting relationship between behavioral problems in children of parents, children and normal children of divorced parents of elementary school students in the city of Mashhad. [dissertation]. Tehran: Shahid Beheshti University of Tehran; 2012.
85- Ryff CD, Singer BH. Best news yet on the six-factor model of well-being. Social science Research, 2006; 35, 4, 1103-1119.
86- Khanjani M, Shahidi Sh, Fath Abadi J, Mazaheri MA, Shokri O. Factor Structure and Psychometric Properties of Short Form [18 questions] Reef psychological well-being scale in male and female students. Thought and Behavior. Eighth,2014; 32, 37- 27.
87- Ryff CD, Singer B. The contours of positive human health. Psychological Inquiry.1998; 9. 1- 28.
88- Milyavskaya M, Koestner R. Psychological needs, motivation, and well-being: A test of self-determination theory across multiple domains. Personality and Individual Differences.2011; 50, 387–391.
89- Shaykh al-Islami R, daftarchi E. The role of estimating the needs of the psychological basis in goal orientation and mental vitality, Master's Degree, Faculty of Psychology and Educational Sciences: Shiraz University; 2011.
90- Diener E, Diener M. Cross-cultural correlates of life satisfaction and self-esteem. Journal of Personality and Social Psychology. 2009; 68. 653-663.
91- Sheikhi M, Hooman HA, Ahadi H, Sepah Mansour M. Psychometric characteristics of life satisfaction scale. Thought and Behavior [Applied Psychology], 2010; 5, [19], 15-26.
92- Oraki M. Investigating the relationship between anger, self-efficacy, coping styles and desire for drug use in a group of drug addicts. Journal of Addiction Research.2013; 18, 39-54.
93- Hosseinian S, Niknam M. The Effect of Cognitive-Behavioral Education Intervention on self-efficacy and athlete's self-efficacy. Motion behavior and sports psychology,2010; 7, 63- 78.
94- Parsian N, Dunning T. Developing and validating a questionnaire to measure spirituality: a psychometric process. Global J Health Sci 2009; 1[1]: 2-12.
95- Pirasteh Motlagh A, Nikmanesh Z. The Role of Spirituality in Quality of Life Patients with AIDS/HIV. JSSU. 2013; 20 [5] :571-581.
96- Conner KM, Davidson JRT. Development of a new resilience scale: The Conner-Davidson Resilience Scale [CD-RISC]. Depression and Anxiety, 2003; 18, 76-82.
97- Jowkar B. The mediating role of resilience in the relationship between general and emotional intelligence and life satisfaction. Contemporary Psychology. 2007; 4, 12-3.
98- Rasouli F. The Effectiveness of Anger Control Training on Resilience in Adolescents At Risk of Addiction.Quarterly Journal of Research on Addiction, 2010; 4,[16].
99- Thompson LY, Snyder CR, Hoffman L, Michael ST, Rasmussen HN, Billings LS, et al. Dispositional forgiveness of self, other, and situations”. Journal of Personality.2005; 73, 316–360.
100- Thompson LY, Snyder CR. Measuring forgiveness. In S. J. Lopez & C. R. Snyder [Eds.], Positive psychological assessment: A handbook of models and measures [pp. 301–312]. Washington, DC: American Psychological Association.2003.
101- Hashemi Sheikh Shabani A, Amini F, basaknejad s. Investigating the causal relationship of forgiveness and psychological well-being with regard to the mediating role of emotions in students. The magazine did not know the achievements. Fourth period, year. 2010; 1, 52-33.
102- Hulland J. Use of partial least square [PLS] in strategic management research: a review of four recent studies, Strateg Manage, 1999; 20, 195–204.
103- Chi-Cheng H. Knowledge sharing and group cohesiveness on performance: An empirical study of technology R&D teams in Taiwan., Tec novation,2009; 29, 786–797. DIO: 10.1016/j.technovation.2009.04.003.
104- Wetzels M, Odekerken-Schroder G, van Oppen C. Using PLS Path Modeling for Assessing Hierarchical Construct Models: Guidelines and Empirical Illustration. Journals of  MIS Quarterly.2009; 33[1] · 177-195. DOI: 10.2307/20650284.
105- Chin WW. The partial least squares approach to structural equation modeling. Modern methods for business research.1998; 295[2], 295-336.
106- Flannelly KJ, Galek K. Religion, evolution, and mental health: attachment theory and ETAS theory. J Relig Health. 2010; 49 [3]: 337-50.
107- Fox A, Thomas T. Impact of religious affiliation and religiosity on forgiveness
Australian Psychologist. 2008; 43,[3], 175-185..
108- Langman L, Chung MC. The relationship between forgiveness, spirituality, traumatic guilt and posttraumatic stress disorder [PTSD] among people with addiction. Psychiatr Q. 2013. [1]:11-26. DOI: 10.1007/s11126-012-9223-5.
109- Amani M, Shiri I, Rajabi S. The Role of Emotional Intelligence and Spiritual Intelligence in Student Forgiveness Forecasting. Journal of Knowledge and Research in Applied Psychology,2014; 15, 1, 80-73.
110- Saffari M, Sanaie Nasab H, Rashidi H, Hossein Porteghi GH, Pakpour Haji Agha A. Happiness, self-efficacy and academic achievement in students. Journal of Medical Education Development. 2014; 7 [13]. 22-29.
111- Caprara GV, Steca P, Gerbino M, Pacielloi M, Vecchio GM. Looking for adolescents’ wellbeing: self-efficacy beliefs as determinants of positive thinking and happiness. Epidemiol Psichiatr Soc. 2006;15[1]:30-43.
112- Pomaki G, Karoly P, Maes S. Linking goal progress to subjective well-being at work: the moderating role of goal-related self-efficacy and attainability. J Occup Health Psychol. 2009;14[2]:206-218.
113- Ghasemi M. Gholami A. Mehdizadeghan I. Effect of Forgiveness Training Iintervention on Resilience and Perceived Stress of Veterans’ Wives. Iranian Journal of War & Public Health 2017; 9[4]:177-183. DOI: 10.18869/acadpub.ijwph.9.4.177.
114- Salehi S, Hashemian K, mirhashemi M. Prediction of Family Resiliency based on Forgiveness and Spirituality among Married Teachers. Family Pathology, Counseling & Enrichment Journal. 2017; 2 [4], 103-119.
115- Bagheri-Nesami M, Sohrabi M, Ebrahimi M, Heidari-Fard J, Yanj J, Golchinmehr S. The Relationship between Life Satisfaction with Social Support and Self-efficacy in Community-dwelling Elderly in Sari, Iran, 2012. J Mazandaran Univ Med Sci. 2013; 23 [101] :38-47.
116- Narimani M, Agha Mohammadian HR, Rajabi S. Comparison of Mental Health of Mothers of Normal Children and Mental Health of Mothers of Normal Children. The Quarterly Journal of Fundamentals of Mental Health Vol. 9, Spring & Summer 2007 33 [34] 15-24.
 
[1] Cerebral palsy
[2] Mental Health
[3] Positive Psychology
[4]. Ryff
[5] Satisfaction with life scale
[6] Diener, Emmons, Larsen & Griffin
[7] Self-efficacy scale by Sherer
[8] Parsian & Dunning
[9] Conner-Davidson Resilience Scale
[10] Connor & Davidson
[11] Heartland forgiveness scale [HFS]
[12] Thompson
[13] Likert-Style
[14] Composite Reliability
[15] Inner Model
[16] Bootstrapping


برچسب ها: انجام پروژه PLS

شماره تماس: 09300052003 انجام تحلیل آماری با اس پی اس اس/ پی ال اس /ای موس/ لیزرل
تاريخ: جمعه سیزدهم دی ۱۳۹۸ ساعت: 10:59